خرید بک لینک
خشت398:ایمان رمز نهراسیدن از مرگ"بسم الله الرحمن الرحیم"بدون ایمان هم ممکن نبود این بیداری به وجود بیاید.ایمان مردم از درون مثل یک موتور فعال وجود آنها را به راه انداخت.اگر ایمان نبود،مرگ اینجور کوچک نمی شد در چشم مردم.آن چیزی که مرگ را حقیر می کند در مقابل چشم مردم،ایمان است.لذا هرچه ایمان بالاتر باشد،مرگ حقیرتر می شود.ایمانی مثل ایمان علی بن ابی طالب،آنقدر مرگ را تحقیر می کند و کوچک می کند که می گوید من از مرگ نه فقط وحشت ندارم،بلکه با او انس دارم.«انس للموت من الطّفل بثدی امّه»؛انس دارم،علاقه دارم،اصلا نه اینکه نمی ترسم،استقبال می کنم؛این ناشی از ایمان است.وقتی ایمان هست،،مرگ پایان زندگی نیست.کلّ شی ء هالک الّا وجهه،(قصص،88)؛از جو انسان می پرد.یک خط فاصلی است بین این نشئه و آن نشئه؛بعضی ها را با زنجیر از این خط فاصل عبور می دهند؛آنهائی که چسبیده اند به زندگی دنیا،بعضی خودشان جست می زنند،خودشان را پرتاپ می کنند؛چرا؟چون می بینند آنجا چه خبر است.وعده الهی را مشاهده می کنند.لذا شهدای عزیزی که نام اینها را شنیده اید،بسیاری از اینها را می شناسید،بعضی از شماها با آنها همراه بوده اند،زندگی کرده اید،این شهدا از مرگ نمی ترسیدند،اینها عاشق زندگی بوده اند.وصیت نامه ها را که انسان نگاه میکند،این را می فهمد.راه یک ملّت ایت است.ملّت ما این راه را شروع کرد.(معارف انقلاب،مجموعه سخنرانی های رهبری

برچسب: نویسنده: آیلین بختیاری تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 5:18

خشت396:نماز اکثر ما!"بسم الله الرحمن الرحیم"سه رکعت نماز مغرب می خوانم،قربة الی الله،اللااااااااااااااااااااهُ اکبربسم الله الرحمن الرحیم!الحمدلله رب العالمین...(یادم باشه کتاب جامعه شناسی ام را بردارم،فردا باید حتما نصفش رو بخونم)...اهدنا الصراط المستقیم صراط...(بابا یکی زیر غذا رو کم کنه،سووخت!)...غیر المغضوب علیهم و لاالضاااااالّین...(ای وای من!به مامانم نگفتم شلوار مشکی ام رو بندازه توی لباسشویی)...قل هو الله احد الله...(آره!سه تا دیگه اش مونده،وای دیدی یادم رفت مقوا بخرم برا روزنامه دیواری!)...لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد...(می خوام بیام پیشت...جاده چه همواره!!!!آهای...خاک بر سرت!حواست رو جمع کن،سر نمازیا فلان فلان شده!)...بحول الله و قوته...بسم الله الرحمن الرحیم...(آخی نازی!چقدر دلم برای هلیا کوچولو تنگ شده،یادم باشه بعد نماز یه زنگ بهش بزنم!)...ایاک نعبد و ایاک نستعین...(نمازم که تمام شد باید یه بوگیر توی کفشم بندازم،خیلی بو گرفته)...الحمدلله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک...(ناخن هاتو نگاه کن تو رو خدا!!!می میری یه سوهان بکشی؟)...یا حیُ یا قیوم...سبحان الله والحمدلله و لا اله...(صدای آهنگ چه فیلمی بود؟خواننده اش آشناست،اسمش چی بود؟!!!)...سبحان ربی العلی و بحمده...(نکنه فیلمی که دیروز تبلیغ می کرد شروع شده،بذار ببینم،آخ آخ ساعت هشته،فکر کنم شروع شده،بهتره زود

برچسب: نویسنده: آیلین بختیاری تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:43

خشت397: شهید سید محمدرضا ناصریان و حضرت زهرا(ص)"بسم الله الرحمن الرحیم"متن زیر بخشی از صحبت های عاشقانه و عارفانه شهید ناصریان است که درباره ی خانم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها عنوان شده است:«از مادرم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها،از بهترین مادر دنیا صحبت کردن،برایم مشکل است.زهرا زهرا زهرا یا زهرا.زهرا مادر پهلو شکسته ی ماست.مادری که برای خدا زیست و همه ی زندگی اش جلوه ای خدایی است.مادری که از هر چه تجمل و زینت آلات به دور بوده.مادری که علیرغم همه داشتن ها،خود را از رفاه مادی محروم می کرد.مادری که هرچه داشت،ایثار می کرد.صائم بود و خستگی ناپذیر،مادری که الگوست برای همه مادران و زنان عالم و تنها زنی بود که هم کفو با امام علی علیه السلام بود و علی علیه السلام نیز تنها مردی بود که هم کفو با زهرا سلام الله علیها بود.قبل از اینکه به اینجا(جبهه) بیایم،کم می شناختمش و با هم میانه ای نداشتیم.در یکی از دعاهای توسل،که شبی از ده شب اول آمدنم،برپا شده بود،یک مرتبه حس کردم انگار میان من و زهرا سلام الله علیها حجابی نیست.من او را نمی دیدم،اما انگار او حرف هایم را می شنید و من هم پشت سرهم با او حرف می زدم و درد دل می کردم و این برنامه شب های بعد هم در دعاهای توسل و در خلوت بیابان ها ادامه داشت.هر موقع مسئله ای دارم یا مشکلی که حل نمی شود،به سراغش می روم.اگر خالص شویم و تزکیه پیدا کنیم «ان شاء الله»

برچسب: نویسنده: آیلین بختیاری تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:43

صفحه بندی